اطلاعات گرایی و توسعه در عصر اطلاعات

دوشنبه, 19 آبان 1393 ساعت 01:57

یکی از مهمترین بحث های کنونی در زمینه توسعه در جهان بحث توسعه اطلاعاتی است. توسعه اطلاعاتی منوط به شناخت شاخص های این نوع از توسعه در جهان است. از این لحاظ این مقاله در پی معرفی توسعه اطلاعاتی و پایه ها و مبانی این نوع از توسعه است. در این مقاله مباحث به صورت کلی و به مثابه یک مبنا معرفی شده است، و به آشنایی با مفاهیم اولیه و بنیادی در این زمینه می پردازد. ابتدا مفهوم جامعه اطلاعاتی را توضیح داده و خصویات آن توضیح داده شده است. سپس نقش اطلاعات در معیشت و اقتصاد مورد بررسی قرار گرفته و نظریات مربوط به اقتصاد اطلاعاتی را مطرح شده است. . با توجه به ظهور جامعه اطلاعاتی و بالتبع اقتصاد اطلاعاتی، ظهور شیوه جدید توسعه یعنی توسعه اطلاعاتی را در جهان امروز پی گرفته و به مهترین ویژگی های این توسعه و مشکلات کشورهای جهان سوم در این زمینه اشاره شده است.تولید، پردازش و ذخیره اطلاعات چرخه ای است که پایه شکل گیری جوامع معاصر شده است. در واقع ثروت و قدرت بر اساس توان و امکان استفاده از اطلاعات استوار است. رشد سریع اختراعات در زمینه تکنولوژیهای جدید اطلاعاتی، مبنا و زیر ساختی برای شکل گیری جامعه اطلاعاتی شده است که در آن این تکنولوژیها با ارتباطات راه دور و رسانه ها جمع شده و فضایی کاملا نو را در زمینه اقتصاد و سیاست و اجتماع به وجود آورده است. جامعه اطلاعاتی دارای خصوصیت های منحصر به فردی است و به تبع عوض شدن شیوه های معیشتی و تکنیکی در این دوره نوع خاصی از توسعه نیز الزام آور می شود که بر مبنای همان خصویات عمل می کند. تا بحال نسخه های بسیاری برای توسعه جهان سوم پیچیده شده است و نظریه های بسیاری در این زمینه عنوان شده است. بیشتر این نظریات نه تنها به توسعه این جوامع کمک نکرده بلکه باعث تعمیق فقر و توسعه نیافتگی نیز شده اند.

اما آیا در دوران ظهور جامعه اطلاعاتی، توسعه به شیوه های گذشته ممکن است و یا باید راه ههای جدیدی وجود داشته باشد؟ در جواب این سوال مسئله توسعه اطلاعاتی مطرح شده است، توسعه ای که بر مبنای به کارگیری چرخه اطلاعاتی ممکن می شود. در این مقاله من ابتدا مفهوم جامعه اطلاعاتی را توضیح داده و خصویات آن را بر می شمارم. سپس به بررسی نقش اطلاعات در معیشت و اقتصاد می پردازم و نظریات مربوط به اقتصاد اطلاعاتی را مطرح می کنم. با توجه به ظهور جامعه اطلاعاتی و بالتبع اقتصاد اطلاعاتی، ظهور شیوه جدید توسعه یعنی توسعه اطلاعاتی را در جهان امروز پی می گیرم و به مهترین ویژگی های این توسعه و مشکلات کشورهای جهان سوم در این زمینه اشاره می کنم که به عنوان مثال به توسعه اطلاعاتی در هند اشاره ای می شود.

جامعه اطلاعاتی

یکی از ویژگی های چشمگیر ارتباطات در جهان جدید این است که در مقیاسی بیش از پیش جهانی صورت می گیرد. پیام ها از فواصل بسیار دور و به آسانی ارسال می شوند، آنچنان که افراد به اطلاعات و ارتباطاتی که از منابع دور سرچشمه می گیرد، دسترسی دارند. افزون بر این، با جدایی مکان و زمان از طریق رسانه های اطلاعاتی، دسترسی به پیام های صادره از منابع دور از مکان (یا در عمل آنی) امکان پذیر می باشد. فاصله یا مسافت با رشد فزاینده شبکه های ارتباط الکترونیکی در عمل محو شده است. افراد می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند، یا در چارچوب های شبه تعامل با واسطه (رسانه ای) حتی اگر از لحاظ بافتهای عملی زندگی روزمره در نقاط مختلف جهان قرار گرفته باشند، به کنش بپردازند. (تامپسون، ۱۳۸۰: ص۱۸۵). رشد سریع تکنولوژیهای اطلاعاتی و به قول کاستلز(۱۳۸۰) انقلاب تکنولوژیهای اطلاعاتی، به توسعه همه جانبه توانایی ها و امکانات آدمی انجامیده است به گونه ای که در طول قرن بیستم جریان اطلاعات و رتباطات در مقیاسی جهانی، به صورت یک جنبه عادی و همه شمول زندگی اجتماعی درآمده است(تامپسون، ۱۳۸۰: ص۱۹۷).

 

وابستگی به کامپیوتر یکی از ویژگی های روابط جهانی و نیز زندگی روزمره شده است. در واقع جهانی سازی و زندگی روزمره در دنیای معاصر تا حدی مبتنی بر ارتباط با کامپیوترها وجود دارد. هیچ کشوری نمی خواهد فرصت ایجاد زیر بنای اطلاعاتی را از دست بدهد و کمتر شهروندی مایل است از شبکه جریان های اطلاعاتی محروم شود و حداقل به تلفن، تلویزیون و اینترنت دسترسی نداشته باشد(لیون، ۱۳۸۴: ص ۴۹). دانش و اطلاعات در حال تبدیل به عوامل کلیدی در توسعه اقتصادی و اجتماعی اند. در اینجا استدلال اصلی عبارت است از اینکه فرآیند های تولیدی و توزیعی در اقتصاد به شکل روز افزون به وسیله نهادهایی هدایت می شوند که مبتنی بر دانش هستند(استیونسن، ۱۳۸۴: ص۷۹).

 

تغییرات گسترده در جهان امروز باعث شده است تا مفهوم جدیدی به نام جامعه اطلاعاتی شکل بگیرد. از دیدگاه کاستلز جامعه اطلاعاتی مبتنی بر برآیندی ترکیبی از نوآوری تکنولوژیک، بازسازی سرمایه داری و جست و جوی هویت است که نیرو های آن دست اندر کار تغییر دادن جامعه، شهرها و مناطق هستند(شکر خواه، ۱۳۸۴: ص۲۲). ماسودا(۱۳۸۴) نیز معتقد است که جامعه اطلاعاتی نوع جدیدی از جامعه انسانی و کاملا متفاوت از جامعه صنعتی است. اساس این ادعا آن است که تولید ارزش های اطلاعاتی و نه ارزش های مادی، نیرو محرکه شکل گیری و توسعه جامعه اطلاعاتی است. نظام های گذشته فناوری ابداعی اغلب با نیروی مادی در ارتباط بود، اما جامعه اطلاعاتی دارای یک چارچوب کاملا جدیدی است، یعنی فناوری ارتباطات کامپیوتری که تعیین کننده ماهیت بنیادی این جامعه است(ماسودا، ۱۳۸۴: ص۸).

 

توسعه تکنولوژیهای جدید نقش مهمی در جهانی شدن ارتباطات در قرن بیستم، چه در همایند با فعالیت های تجمع های ارتباطی و چه مستقل از آنها داشته است. در این میان سه تحول حایز اهمیت است. یکی به کار گرفتن سیستم های کابلی پیشرفته، پیچیده و گسترده و دوم استفاده فزاینده از ماهواره ها به منظور ارتباط راه دور و اغلب در همایند با سیستم های کابلی زمین پایه است. تحول سوم که از جنبه های زیادی بنیادی تر است استفاده فزاینده از روش های دیجیتالی پردازش، انباشت و بازیافت اطلاعات است. دیجیتالی کردن اطلاعات، همراه با توسعه فن آوریهای الکترونیکی وابسته (ریز پردازنده ها و غیره): ظرفیت انباشت و ارسال اطلاعات را بسیار افزایش داده و مبنای همگرایی تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی را به وجود آورده است (تامپسون، ۱۳۸۰: ص۱۹۹ ۲۰۰). این نوع تکنولوژیها که در اصل آمیزه ای از سخت افزارها و نرم افزارهای رسانه ای و شبکه ای هستند، اصلی ترین حامل های تولید و گردآوری، مخابره، نمایش و انباشت اطلاعات هستند(شکرخواه، ۱۳۸۴: ص ۲۳).

 

جامعه اطلاعاتی دارای ساختارها و خصوصیات خاصی می باشد که می توان بر اساس آنها، آن را از دیگر جوامع متمایز کرد. یکی از مهمترین خصوصیات آن وابستگی و در عین حال همبستگی با سرمایه داری جهانی است. توسعه سریع تکنولوژی طلاعاتی در دهه ۱۹۷۰ در دره سیلیکون، سرمایه داری را قادر ساخت تا پس از تاثیرات رکود جهانی به بازسازی خود بپردازد (استیونسن، ۱۳۸۴: ص ۸۹). در این جامعه اطلاعات گرایی بیشتر به توسعه دانش و ایجاد شبکه ها می پردازد. دیجیتالی شدن پایگاه های دانش، امکان پردازش و ذخیره اطلاعات را از فواصل دور فراهم می سازد. از این رو سرمایه داری کمتر به دولت وابسته و بیشتر به توانایی یک سیستم اطلاعاتی مشترک برای انتقال اطلاعات به شبکه های دور دست متکی می شود. (همان: ص۸۹).

 

در جامعه اطلاعاتی فناوری کامپیوتری فناوری ابداعی و هسته توسعه این جامعه است که کارکرد بنیادی آن جایگزینی و گسترش(امتداد) کار ذهنی انسان می باشد. (ماسودا، ۱۳۸۴: ص۹). در جامعه اطلاعاتی شبکه ها و بانک های اطلاعات، جایگزین کارخانه به عنوان نماد اجتماعی و مرکز تولید و توزیع کالاهای اطلاعاتی شده است. در این جامعه مرز دانایی بازار بالقوه، و افزایش امکانات حل مسئله و توسعه فرصت ها در جامعه، یعنی تداوم و پویایی در حال توسعه، عامل اصلی گسترش بازار اطلاعات است. در جامعه اطلاعاتی الف) اطلاعات محور توسعه اقتصادی_ اجتماعی است که به وسیله ابزار های اطلاعاتی تولید می شود ب) انباشت اطلاعات رخ می دهد ج) این انباشت از طریق تولید همکنشی

 

مبانی و روش های اقتصادی و تجاری دوره صنعتی و بسیاری از دیگر نشانه های دوران صنعتی وارد دوره جدید و جامعه اطلاعاتی شده است. سرمایه داری نو، عامل اصلی شکل گیری جامعه اطلاعاتی و شبکه ای بوده است تا خود را از تناقضاتی که در آن گرفتار آمده بود رها کند. نظریه سرمایه داری جدید مسئله افزایش امکانات در زمینه تمرکز بازار برای کسانی که قادر به بهره گیری از امکانات پردامنه تکنولوژیهای جدید ارتباطی هستند یعنی شرکت های فراملی پیدایش رشته های فرعی «اقتصاد اطلاعات» را تشویق کرده است. به نظر اقتصاد دانان «نو محافظه کار» علاقه مند به ارتباطات بین المللی، اقتصاد اطلاعات«مزایای نسبی» شرکت های فراملی در مقابل کشورهای جهان سوم را از جهت کنترل ارتباطات و تکنولوژیهای اطلاعاتی به عنوان کارآمدترین وسیله توسعه عوامل تولید در جهانی با «وابستگیهای متقابل» توجیه می کند. نو محافظه کاران به ندرت پیامدهای اجتماعی این نوع ترقی را بر می شمارند و در استدلال خود بیشتر به آن دسته فرمول های دگرگونی تکیه می کنند که ریشه تکنیکی دارند. نو محافظه کاران، در انطباق با سایر تعهدات ایدئولوژیکی و نوعی خود، بر «مدیریت اطلاعات»، «تجارت آزاد اطلاعات»، حق تعیین قیمت در بازار و سایر مکانیزم های بازار تمرکز می کنند(جرالد و جان ای، ۱۳۷۴: ص۱۰).

 

ویلیام ملودی معتقد است: «هر فرایند ارتباطی بین شرکتهای پیشرفته غربی کشورهای جهان سوم برقرار می شود، همیشه منافع ونیاز های شرکت های فراملی و پیشرفته غربی تامین می شود. وی که در عین حال منکر آگاهی آفرینی و انتشار اطلاعات از سوی شبکه های دیجیتالی پیشرفته در جهان سوم نیست، بر این نکته نیز تاکید می کند که نظام های ارتباطی جدید مناسباتی را در عرصه جهانی به وجود می آورند، که با توجه به تغییرات اندک در عرصه آگاهی و دانش آفرینی کشورهای مادر و پیشرفته غربی را به همراه می آورد(بهرام پور، ۱۳۸۳: ص۴).

 

از طرفی دیگر شرکت های فراملی اداره کننده و صاحب رسانه های بزرگ جهانی نیز هستند. مثلا جنرال متورز صاحب NBC هم هست یا مرداک صاحب new In هم هست. بدین ترتیب اینها مثل پازل هستند و از همدیگر جدا نیستند. رسانه های جهان در دست شرکت های فراملی هستند و در راه اهداف و ایدئولوژیهای آنها و انتشار آگاهی ها، به نوعی جزئی از سیستم سرمایه داری محسوب می شوند(کمالی پور، ۱۳۸۲).

 

به نظر شیلر، جامعه ای که دارای تغییرات مهمی در زمینه های اطلاعات و ارتباطات است، جامعه دارای نظام سرمایه داری شرکتی محسوب می شود. یعنی سرمایه داری معاصر از طریق نهادهای شرکتی حاکمیت یافته و عمدتا بر تولید محصولات توسط چند شرکت محدود و سازمان هایی که عمدتا دارای ثروت های کلان ملی و بین المللی می باشد، استقرار یافته است. هر کجا که با دقت نگاه کنید، شرکت ها بر عرصه های زندگی توسط صدها تقویت و هدایت کننده سپهر اقتصادی حاکمیت یافته اند. به این دلیل در دیدگاه هربرت شیلر اولویت شرکت سرمایه داری، مخصوصا در قلمرو اطلاعات دارای آثار مهمی است. در صدر فهرست اولیت های آنها این اصل قرار دارد که اطلاعات و تکنولوژیهای اطلاعاتی ترجیحا بر اهداف خصوصی و نه همگانی توسعه یافت(وبستر، ۱۳۸۰: ص۱۶۳).

 

نوآوریهی ارتباطی و اطلاعاتی تحت تاثیر فشارهای تعیین کننده حاکم بر بازار خرید و فروش و تجارت به منظور به دست آوردن سود، صورت می گیرد. برای شیلر مرکزیت اصول بازار یک اجبار نیرومند در کالا سازی اطلاعات و به معنای دسترسی فزاینده به اطلاعات تنها به شرط قابلیت فروش آن می باشد. «اطلاعات امروزه به عنوان کالا مورد داد و ستد قرار می گیرد. چیزی است که مانند خمیر دندان، مواد خوراکیهای صبحانه و خودروها، به گونه فزاینده ای خریداری و فروخته می شود». (همان، ۱۳۸۰: ص۱۶۲).

 

ادعای شیلر این است که اصول بازار و موکد ترین آنها یعنی جستجوی حداکثر سود، کاملا مبین و وصف کننده تحولات قلمرو اطلاعات مانند سایر قلمرو های جامعه سرمایه داری است(همان: ص۱۷۲).

 

امروزه شاخه فرعی معتبری در امور اقتصادی به وجود آمده که دبه نوبه خود به«اقتصاد اطلاعات» مربوط می شود. فرتیز مچلوب، بنیان گذار این تخصصی سازی در راه تحقق آن سالهای زیادی از زندگی حرفه ای خود را با هدف ارزیابی گسترده و رشد صنایع اطلاعاتی، به این امر اختصاص داد. کار پیش گامانه او تولید و توزیع دانش در ایالات متحده، نطفه ایجاد مقیاس های جامعه اطلاعاتی را در شرایط اقتصادی تشکیل داده است. مچلوب(۱۹۶۲) در مطالعه ای بدیع با برآورد اینکه ۲۹ درصد تولید ناخالص ملی در آمریکا در سال ۱۹۵۸ از صنایع اطلاعاتی به دست می آید، که در آن دوره نرخ رشد بسیار چشمگیری به حساب می آید «اقتصاد اطلاعاتی» را اعلام نمود (همان: صص۲۹ ۳۰).

 

فریتز در ادامه به گستره و رشد صنایع اطلاعاتی در ایالات متحده می پردازد و نطفه ایجاد مقیاس های جامعه اطلاعاتی را مبنی بر شرایط اقصادی می داند. وی نشان داد که صنایع اطلاعاتی از سال های ۱۹۶۰ به بعد با اختصاص درصد رو به تزاید تولید ناخالص ملی در ایالات متحده به سوی ظهور یک اقتصاد اطلاعاتی یا اقتصاد اطلاعات محور حرکت کرده است.

 

از نظر صاحبنظران جامعه اطلاعاتی، اقتصاد مبتنی بر اطلاعات در جامعه جدید نه تنها بر همه چیز سیطره و سایه افکنده است، بلکه هر روز سیطره و گستره آن نیز افزایش پیدا می کند. در جامعه اطلاعاتی صنایع گوناگون که طیف گسترده ای از مراکز تولید اطلاعات نوین تا کاربران آن را در تمام جوامع شامل می شود، اطلاعاتی شده و محور اقتصاد نوین قرار گرفته است. در واقع اطلاعات در جامعه اطلاعاتی نه تنها دارای ارزش اقتصادی است، بلکه محور اقتصاد قرار گرفته است(وبستر، ۱۳۸۰: ص۴).

 

بسیاری از جوامع غربی و کشورهای پیشرفته آینده اقتصادی و حتی سیاست خویش را بر پایه اطلاعات و در رابطه با فاکتور های جامعه اطلاعاتی تنظیم کرده اند. این دولت ها آشکارا از شکل گیری و گسترش بزرگراه های اطلاعاتی و حمایت کمپانی های سود جو در این زمینه حمایت می کنند.

 

«آلبرت گور» در ماه مارس ۱۹۹۴ در کنفرانس عمومی نمایندگان عالی مقام و تام الاختیار شورهای عضو «اتحادیه بین المللی ارتباطات راه دور» گفت: «هدف اصلی گسترش بزرگ راه های اطلاعاتی، تامین یک سرویس اطلاعاتی و عمومی جهانی است که برای تمامی اعضای جامعه ما قابل دسترسی باشد و به این طریق امکان نوعی گفتگوی جهانی را پدید آورد که در آن هر فرد بتواند سخن خود را بیان کند. زیر ساخت اطلاعاتی جهانی تنها یک استحاله عملی دموکراسی نخواهد بود، بلکه در واقع امر نیز عملکرد دموکراسی را با افزایش و گسترش مشارکت شهروندان در تصمیم گیریها، تقویت خواهد کرد»(به نقل از معتمد نژاد، ۱۳۸۲: ص۴).

 

البته بیشتر سران کشورها، چشم انداز مناسب و دارای کارآیی را از آینده شکل گیری این بزرگراه های ا طلاعاتی به دست می دهند. ولی این تنها چهره ای از این فرایند است که طبق ادعای کشورهای توسعه یافته به گسترش دموکراسی می انجامد. از طرف دیگر آنها با حمایت از کمپانی های تولید تکنولوژیها و تجهیزات اطلاعاتی و خود اطلاعات مسئله سرمایه داری را مورد تایید و تاکید قرار می دهند.

 

آلبرت گور سال بعد در کنفرانس سران هفت کشور بزرگ صنعتی جهان افزود: «دولت ایالات متحده آمریکا، در سال های اخیر به موازات سیاست ها و برنامه های یاد شده، در مورد تدارک پیشرفت و گسترش بزرگراه های اطلاعاتی در داخل آن کشور و در سطح جهانی، هدفهای برتری جویانه کمپانی های مختلف را مورد حمایت قرار می دهد(همان: ۱۳۸۲: ص۴).

 

مانوئل کاستلز از نظریه پردازان برجسته جامعه اطلاعاتی در کتاب خود عصر اطلاعات(۱۳۸۰)، ماهیت اقتصاد جدید را با عنوان اقتصاد اطلاعاتی تعریف می کند. ساختار اطلاعاتی جهانی به صورت یک اقتصاد درهم تنیده نامتقارن یا نامتناظز بر محور سه منطقه اقتصادی عمده و فاصله ای روزافزون مناطق برخوردار از اطلاعات غنی و ثروت از یک سو و مناطق فقر زده و طرد شده در سوی دیگر سازمان دهی شده است. سه منطقه در عین حال پیرامونی دارند که از درون این پیرامون کشورهایی به درون مرکز جذب می شوند. آمریکای جنوبی برای آمریکای شمالی، اروپای شرقی برای اروپا و آسیا برای منطقه آسیا اقیانوس آرام مناطق پیرامونی محسوب می شوند. خاور میانه نیز به مثابه یک کل، به شبکه مالی جهانی و تامین انرژی سیستم پیوستگی دارد. در آنچه که پیش از این در یک تقسیم بندی کلی«شمال جنوب» خوانده می شد نیز تحولی در جریان است، از جمله «جنوب» به طور فزاینده ای از درون تقسیم می شود و برخی از قسمت های آن به داخل شمال جذب می شوند(پولادی، ۱۳۸۲: ص۴۴).

 

اقتصاد اطلاعاتی جهانی به شدت نامتقارن است اما نه به شکل یک الگوی ساده یک مرکز و پیرامون های آن یا به صورت پهنه متقابل تمام عیار«شمال جنوب». بنا به ارزیابی کاستلز اکنون چندین مرکز و پیرامون وجود دارد. هم شمال و هم جنوب در درون خود با چنان تنوع و و لایه بندی چندگانه ای مشخص می شوند که تقسیم بندی های پیشین معنای خود را از دست می دهند(همان: ص۴۴).

 

در الگوی جدید تقسیم جهان ضمن اینکه برخی کشورها و برخی مناطق(از جمله بخش هایی از هند) با سرعت در حال رشدند و با شتاب وارد عرصه اقتصاد جهانی می شوند، مناطق دیگر که چنین اقبالی ندارند، با همان سرعت اهمیت خود را از دست می دهند و محکوم به طرد می شوند. با روندی که قطبی شدن درآمد در جهان دارد این مناطق به مناطق حاشیه نشین جهان نزول می کنند و به این ترتیب «جهان چهارم» را به وجود می آورند(کاستلز، ۱۳۸۴). به گفته کاستلز اقتصاد صنعتی یا باید اطلاعاتی و جهانی شود یا از گردونه خارج خواهد شد. مسیرهای توسعه در کشورهای جهان سوم دچار دگرگونیهای بنیادی می شود. در جهان سوم نیز کشورها به دلیل توانایی های متفاوت در پیوستی به فرایندهای اطلاعاتی و ظرفیت رقابت در گستره اقتصاد جهانی به سرعت از یکدیگر فاصله می گیرند و به این ترتیب باید گفت که مفهوم«جهان سوم» نیز منتفی می شود و کشورهایی که در زمره جهان سوم طبقه بندی می شوند، با سرنوشت تازه ای روبرو هستند که یا به اقتصاد جهانی جذب و یا از گردونه توسعه طرد می شوند(پولادی، ۱۳۸۲).

 

بنابراین پیوستگی و ارتباط کشورهای جهان سوم به پیوستار جهانی اطلاعاتی شدن، مسئله ای حیاتی برای شکل دهی و برسازی نقش آنها در آینده خواهد بود. البته خواست و اراده این کشورها برای ایجاد تغییرات لازم در ساختار اقتصادی و اطلاعاتی خود به تنها کافی نیست و نیروها و ساختار گسترده تر جهانی نیز در شکل دهی به آینده این کشورها اهمیت دارد. با توجه به فرمول اطلاعات –پردازش بازیافت اطلاعات و پردازش مجدد و . . . که چرخه ای را تشکیل می دهد که به گسترش اطلاعات بر پایه اطلاعات می انجامد. انباشتگی اطلاعات از فاکتورهای ساخت اطلاعات، تکنولوژیهای اطلاعاتی و نیروی انسانی ماهر در زمینه اطلاعات که این چرخه به آن وابسته است، تاثیر می پذیرد. بنابراین کشورهای جهان سوم از نظر اطلاعاتی دچار شکاف هایی در درون خود و شکاف هایی با کشورهای پیشرفته می شوند. جهان چهارمی که کاستلز(۱۳۸۴) از آن صحبت می کند، فراتر از چارچوب کشورها و مرزهای ملی آنها است و در مقوله مکانی تعریف کردن این نابرابریها، نمی گنجد.

 

توسعه اطلاعاتی

امروزه مفهوم توسعه بر اهداف دیگری متمرکز شده است. از توسعه صنعتی به توسعه اطلاعاتی، چرخش بزرگی در نظریه های توسعه ایجاد کرده است. در این بحث مفهوم توسعه اطلاعاتی تعریف شده و نحوه اجرای برنامه های معطوف به پروژه توسعه در کشورهای جهان سوم تشریح می شود و به مشکلات این کشورها اشاره می شود و در ادامه کشور هند از نظر توسعه اطلاعاتی و فاکتورهای مختلف این شیوه از توسعه به عنوان نمونه مورد بحث قرار می گیرد.

 

ویژگی اصلی توسعه اطلاعاتی تاکید بر دانش به عنوان منبع اصلی بهره وری است. در توسعه اطلاعاتی تولید ثروت و اعمال قدرت به توانایی تکنولوژیک جوامع و افراد بستگی دارد و کانون این توانایی فناوری اطلاعات است. از همین رو است که فرایند اصلی تولید دانش بهره وری اقتصادی، قدرت سیاسی، نظامی و ارتباطات رسانه ای در جوامع متکی بر شیوه توسعه اطلاعاتی به شدت از الگوی بهره وری اطلاعاتی تاثیر پذیرفته و به شبکه های جهانی ثروت و قدرت متصل شده است(حسینی مقدم و منتظر و حاجی میر عرب، ۱۳۸۳).

 

موضوع توسعه اطلاعاتی و نظریات مربوط به آن نیز، از طرف کشورهای توسعه یافته برای اولین بار مطرح شده است. در اجلاس جنوا در ژوئیه ۲۰۰۱، گروه متخصصان Geant پیشنهاد حمایت از اداره الکترونیکی کشورهای فقیر به منظورتقویت دموکراسی و وضعیت حقوقی، فراهم شدن اشتراک اینترنت، ارتقاء سطح نوآوری در زمینه آموزش، تشویق شرکت ها برای سرمایه گذاری در طرحهای توسعه پایدار و ایجاد نهاد های محلی با استفاده از سیستم آزاد را مطرح کردند(ماتلار، ۲۳۸۳).

 

نگارندگان گزارش سال ۲۰۰۱ برنامه سازمان ملل متحد در راستای توسعه اطلاعاتی تاکید می کنند که شبکه های تکنولوژیکی «در معرض تغییر دادن مدل توسعه» و «ایجاد شرایطی که امکان رسیدن در عرض یک دهه به پیشرفت هایی که در گذشته در طول نسل های بسیاری امکان پذیر بود»، قرار دارند. اما همچنان که ملاحظه می شود در کشورهای ثروتمند، برای هر دو نفر یک خط تلفن وجود دارد، در حالی که در کشورهای در حال توسعه هر خط برای ۱۵ نفر است(همان).

 

موضوع توسعه اطلاعاتی در کشورهای جهان سوم، موضوعی پیچیده است. نحوه برخورد و استفاده کشورهای جهان سوم با تکنولوژیهای جدید ارتباطی در سرنوشت آنها تعیین کننده است. «آگبرن» در مورد دگرگونی و توسعه اجتماعی نظریه«فاصله فرهنگی» را مطرح می کند و ابراز می دارد که نوآوریها موجب می شود تا همیشه عده ای از کشورها از تکنولوژی عقب بمانند و همواره جزو خریداران و استفاده کنندگان تکنولوژیهای درجه دو و درجه سه کشورهای توسعه یافته قرار گیرند(رزاقی، ۱۳۸۱: ص۱۰۱).

 

یکی از مشکلاتی که در کشورهای جهان سوم وجود دارد توجه به بعد سخت افزار و ورود بی حد و حصر تکنولوژی بدون ارزیابی صحیح بعد نرم افزاری جامعه است بدون پذیرش و آمادگی قبلی اقدام به ورود تکنولوژیهایی می کنند که بسیاری از انها صرفا سرگرم کننده و مخرب و زایید فرهنگ دیگر است(همان: ص۱۰۳).

 

فرایند به کارگیری تکنولوژیها موجب افزایش اطلاعات و دگرگونی ساختارهای سنتی و اجتماعی کشورهای در حال توسعه خواهد شد، به طوری که تکنولوژیهای جدید، اولیت ها، مسائل و نگرانیهای خاصی جهت پذیرش و همکاری دول توسعه یافته و در حال توسعه پدید آورده اند و متاسفانه کشورهای در حال توسعه از داشتن موسسات کارآمد، در زمینه برنامه ریزی در ابعاد مختلف توسعه توانایی های اطلاعاتی و فناوریهای جدید ارتباطی، محرومند(همان: ص۹۹).

 

هند یکی از کشورهایی است که سعی کرده است به صورت برنامه ریزی شده با مسئله توسعه اطلاعاتی برخورد کند. و اما باز هم به عنوان یک کشور در حال توسعه مشکلاتی را در همه جا گیر کردن استفاده مطلوب از تکنولوژیهای اطلاعاتی و خود اطلاعات دارد. کشور هند می تواند نمونه ای از تلاش های کشورهای در حال توسعه برای پیشرفت در زمینه اطلاعات در بستر یک برابر مکانی باشد. توسعه اطلاعاتی در چارچوب مرزهای ملی و برای عموم مردم مد نظر این شیوه توسعه می باشد که در داخل هند به اجرا درآمده است. در ادامه به اختصار چگونگی این روند و میزان موفقیت هند در رابطه با موضوع توسعه اطلاعاتی می پردازیم.

 

در اواسط دهه ۱۹۸۰ تعداد خطوط تلفن در هند بسیار محدود بود و برای هر هزار نفر تنها چهار خط تلفن وجود داشت، علت نابسامانی سیستم مخابراتی را می توان در عواملی چون تکیه بر تکنولوژی عاریتی، پیوند تکنولوژیک، تمرکز گرایی و فقدان تعهد ملی برای توسعه منابع انسانی خلاصه کرد. با وجود این در نیمه دوم ۱۹۸۰ پیشرفت هایی در عملکرد و کارآیی سیستم مخابراتی هند حاصل شد(هنسون و رولا، ۱۳۷۳: ص۹۳).

 

شبکه مخابراتی هند تا سال ۱۹۹۵ تنها در شهرها متمرکز بود و هزینه های شگفت آور هنوز به عنوان عامل بازدارنده در توسعه این شبکه محسوب می شد. در آن زمان هیچ تلفن روستایی وجود نداشت. بعدها هند تولید سیستم مکالمه خودکار روستایی را در داخل کشور آغاز کرد(همان: ص۹۵). هند سعی کرد تا به جای سیستمهای مخابراتی متداول، از سیستم دیجیتال برای برآوردن نیازهای ناشی از ترافیک سنگین تلفنی استفاده کند. دولت برای تحقق این هدف ترجیح داد تا از تکنولوژیهای بومی و وارداتی در کنار هم استفاده کند و هر دو بخش دولتی و خصوصی را برای این کار مامور کرد. سیستمهای دیجیتال از فرانسه وارد شدند و دستگاه های کنترل فرایند کار با همکاری ژاپن ساخته شدند(همان: ص۹۳).

 

تکنولوژی های تصویری امروزه کاربردها و مصارف زیادی یافته است و مردم هند از این وسیله برای پر کردن اوقات فراغت خود استفاده می کنند. مردم به جای رفتن به سینما ترجیح می دهند با صرف هزینه کمتر و آسایش بیشتر فیلم های سینمایی را در خانه خود ببینند. کسانی که قادر به خریدن دستگاه های تصویری نیستند برای پر کردن اوقات خود از کلوپ های ویدیویی استفاده می کنند. از این وسیله ارتباطی همچنین برای آموزش در زمینه پزشکی، مهندسی و امور مشابه استفاده می شود. مردم هند علاقه خاصی به ویدیو و تلویزیون از خود نشان داده و با دیدی مثبت به آن نگاه می کنند(همان: ص۱۰۰).

 

امروزه در هند از وسایل و تکنولوژیهای صوتی تصویری در معابد و بویژه برای مراسم مذهبی استفاده می کنند. این گونه از نوارهای تصویری نقش کاهن را در مراسم مذهبی کاهش داده است ولی استفاده از آنها بین مردم بویژه در مراسم مذهبی با استقبال روبرو بوده است. استفاده از میکرو تکنولوژیها و تکنولوژیهای سبک وسیله مناسبی برای انتقال پیام رهبران مذهبی شده است. با این پیش زمینه هند توانست گام های بعدی را برای ساختن یک زیر ساخت مناسب اطلاعاتی بردارد. تکنولوژیهای مختلف کاربردهای مناسب خویش را متناسب با فرهنگ بومی و خصوصیات اقتصادی هند یافته بودند. هند امروزه از ارتباطات ماهواره ای و اینترنتی به صورت بسیار وسیعی استفاده می کند.

 

و این در حالی است که بسیاری از کشورهای جهان سوم، دغدغه اطلاعاتی شدن را دارند و در این زمینه تلاش می کنند. تلاش های این کشورها به گسترش امکانات جدید در میان مردم این جوامع انجامیده است. اما به دلایل ساختاری و پایه ای و جمعیت زیاد این کشورها این پروژه به کندی انجام می گیرد. در کشورهای جنوب غربی آسیا در سال ۲۰۰۱ میلادی، با مجموع ۷۷/۸ میلیون خط ثابت در حال کار و ۴/۳۱ میلیون مشترک تلفن همراه، ۵/۷ درصد دارندگان خطوط تلفن ثابت و ۳ درصد از مشترکین تلفن همراه را در جهان تشکیل می دهند. در همین سال ضریب نفوذ تلفن در منطقه ۴/۱۳، تلفن همراه ۷/۱۱ و اینترنت ۲/۵ بوده است نسبت به سال قبلش به ترتیب ۱۰ و ۱۲ درصد رشد داشته است. اما رشد اینترنت در این سال ها ۵۰ درصد بوده است که در عرض ۱۰ سال ۹۰ درصد افزایش داشته است(زارعیان، ۱۳۸۲).

 

در آفریقای فقیر نشین، فقر نقش عمده و مهمی در بررسی علل عقب ماندگی رشد اینترنت ایفا می کند. به گونه ای که هزینه ماهانه اتصال به اینترنت در آفریقا از درآمد متوسط ماهیانه یک فرد بیشتر است. در حالی که هزینه های دسترسی به اینترنت در آمریکا، تنها یک درصد متوسط درآمد ماهانه فرد است(محسنیان راد، ۱۳۸۲).

 

تاخیر در توسعه اطلاعاتی در کشورهای در حال توسعه می تواند در مواجهه با جدیدترین تکنولوژی های اطلاعاتی، آنها را در موقعیتی قرار دهد که با استفاده از جدیدترین و کاربردی ترین فناوریها، سریعتر و بهینه تر، به توسعه اطلاعاتی در کشورهای خود بپردازند. فیبر نوری یک تار مو از جنس شیشه است که امکان انتقال هزاران خط تلفن، دیتا و تصویر را به طور همزمان فراهم کند. این قابلیت عظیم باعث شد، تا این صنعت در دو دهه اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته باشد و به عنوان یک بن(پی بستر) شبکه های طلاع رسانی به جامعه اطلاعاتی معرفی شود. هم اکنون با توجه به همین قابلیت، شبکه انتقال بین المللی و داخلی اکثر کشورهای جهان فیبر نوری است و پروژه های مهمی در سطح بین المللی اجرا شده است. اکثر کشورهای توسعه یافته در زمینه ارتباطات و غناوری اطلاعات به موقعیت های غیر قابل مقایسه با اسیر کشور ها دست یافته اند، که نتیجه توسعه زیر ساخت ها یا شبکه های انتقال بوده است(بهرام پور، ۱۳۸۲).

 

با وجود این موقعیت ها که برای کشورهای جهان سوم وجود دارد، پروژه توسعه اطلاعاتی در این کشورها می تواند بسیار سریعتر از این پروژه در غرب طی شود. اما پر کردن شکاف اطلاعاتی میان این کشورها و کشورهای توسعه یافته، مسئله ای نیست که به سادگی قابل حل باشد.

 

نتیجه گیری

اطلاعات توانسته خود را به عنوان عنصر اصلی و پایه در گذران زندگی روزمره در جهان جا باندازد. امروزه مفوم جامعه اطلاعاتی به شرایطی اشاره می کند که در آن اطلاعات به عنوان یک عنصر ضروری دوام مطرح است بدبن معنا که تنها کسانی می تواند بر اوضاع و شرایط مسلط باشند که به گونه ای بر سر جریان اطلاعات قرار داشته باشند. اقتصاد در سراسر دنیا به شدت اطلاعاتی می شود و همین موضوع نابرابری ها را در زمینه اطلاعاتی شدن در سراسر دنیا به وجود آورده است. جریان اطلاعات به شدت تحت شرایط بازار اقتصادی و شرکت های فراملی درآمده است و این موضوع می تواند برای آینده بشیریت خطرناک باشد. توسعه اطلاعاتی تنها راهی است که کشورهای جهان سومی می توانند انتخاب کنند. امروزه تداوم شیوه های قدیمی توسعه تنها به عقب ماندگی هر چه بیشتر این کشورها می انجامد و آنها مجبورند نیروها و امکانات خویش را برای راه اندازی یک بستر و زیرساخت اطلاعاتی مناسب با فرهنگ و زمینه اجتماعی به کار ببرند. توسعه اطلاعاتی رادای دو بعد سخت افزاری و نرم افزاری است. امروزه کشورهای توسه نیافته از هر دو نظر دچار نوعی وابستگی جدید اطلاعاتی به کشورهای توسعه یافته شده اند. به نظر می رسد که دانش بومی و ترکیب آن با دانش خارجی در زمینه تکنولوژیهای اطلاعاتی و چگونگی استفاده از آن می تواند به ایجاد بسترهای کاربردی اطلاعاتی برای یک توسعه مطلوب عمل کند.

 

بازدید 324 بار
طراحی و پشتيبانی : برتر وب